چاپ کتاب
درود
با حمایت های برادرانه ی استاد بزرگوار جناب شفیعی - مدیر محترم نشر هنر رسانه ی اردیبهشت - کتیبه های جیبی ( مجموعه رباعی و طرح ) مهر ماه امسال به چاپ خواهد رسید

ذکر چند مورد کوتاه درباره ی این کتاب ضروری هست
در این مجموعه شصت و چهار رباعی و شصت و چهار طرح خوانده و ناخوانده وجود دارد
رویکرد غالب اشعار رویکردی تغزلی و گاها اندیشه مدار هست
و با یک نگاه ابتکاری به ثمر رسیده است که در واقع مانیفست این مجموعه می باشد :
هر رباعی با هر طرح ارتباط معنایی مخصوصی برقرار می کند
این ارتباط وجوه مختلفی را به خود می پذیرد
گاه به شکل یک دیالوگ گاه به شکل جدل گاه به صورت هم عنانی در بیان یک موضوع در دو شکل متفاوت ...
این ارتباط معنایی گاهی تا سطح یک لغت مشترک در طرح و رباعی تقلیل می یابد و گاهی دیگر از طریق اشتراک مضمون به شکل پررنگی خود را نمایش می دهد
و در مواردی مشخص حلقه ی وصل بین رباعی و طرح از طریق بی ارتباطی حاصل می شود
نکته ی مهم برای من این بود که این اتفاق در عین استقلال دو قالب رخ دهد
یعنی آنکه رباعی بدون طرح یک رباعی کامل باشد و طرح بدون رباعی یک طرح کامل باشد
امیدوارم این نگاه تجربه نشده ، مخاطبان و منتقدان خود را بشناسد و این کتاب - در حد بضاعت - بتواند معرف شکل جدیدی از ارائه ی شعر باشد .
موضوع دیگری که در همین مورد باید بگویم این است که کتاب در دو فصل تعریف شده است
یک بخش رباعی و بخش دیگر طرح
پیشنهاد بنده این بود که طرح و رباعی با هم باشند
یعنی طرح یک رباعی یک ، طرح دو رباعی دو ...
اما التزام به فرمت صفحه بندی مجال این کار را نداد و کارها از هم دور افتادند و شاید این موضوع مسئله ی ارتباط معنایی را تا حد زیادی در سایه قرار دهد.
به هر حال نکاتی که به عرض رسید کلیاتی در باب تفکر پشت مجموعه بود . در فرصت های آتی اطلاعات بیشتر رو در مورد مراکز فروش و نحوه ی تهیه ی کتاب به عرض خواهم رسوند.
***
در پایان بخش هایی از یک غزل متعلق به چهار سال پیش با حالی که ستاره های ناشمرده می دانند :
شبی دوباره و ای کاش های تکراری
فدای چشم قشنگت هنوز بیداری
عزیزکم نکند شرط بسته ایی با خود
تمام پنجره ها را ستاره بشماری ؟
همیشه با تو بهار و همیشه بی تو خزان
حکایت من و تقویم های دیواری
چهار سال از آن صبح عاشقانه گذشت
و تو هنوز به احساس من وفاداری ...
***
و یک طرح و رباعی از کتیبه های جیبی :
آنقدر دورخیز کردیم
که پریدن از یادمان رفت
از معرکه جان خود ربودیم چه شد ؟
یا زنگ از آیینه زدودیم چه شد ؟
گیرم به دری بسته رسیدیم که چه !
گیرم که دری بسته گشودیم چه شد ؟
دو ماه می شود که رفته ایی