تبليغاتX
ادیسه


روز تولد

4 بهمن 65

بيست و پنج سالگي با طعم درياي جنوب ...

و غربتي كه در تو پرچم سرخش را افراشته و تو با زخم هاي جبران ناپذير از ارتفاع بودن مشغول تماشايي.

كاري نمي شود كرد وقتي پيش از شروع همه چيز تمام شده است ...

كاش در هفت سالگي گم شده بودم مادر .

در همهمه ي آن امام زاده ايي كه نامش از يادم رفت

. . . 

با عربده هاي مست خواهد آمد

عاشق تر از آنچه هست خواهد آمد

آن كس كه به روي ساقه ام قلب كشيد

يك روز تبر به دست خواهد آمد




نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 19:47 توسط احسان افشاری| |

با یاد دلهره ی جادویی و جاودانه گابریل گارسیا مارکز


در قعر سکوت ، هر زمان ، هر جایی ،

پیوسته به گوش می رسد آوایی :

می ترسم از آنکه بعد صد سال اندوه

با مرگ به پایان نرسد تنهایی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 20:17 توسط احسان افشاری| |

 

فانوس شب وداع با هر سو سو

می گفت که آن کوچه ی رویایی کو ؟

او بود و کمی شعر و هوایی ابری

امروز نه ابریست ، نه شعریست ، نه او

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 16:28 توسط احسان افشاری| |
                      

                          

 

« کتیبه های جیبی » منتشر شد

 

 

مراکز فروش تهران :

خانه‌ی شاعران ایران:
تهران- میدان انقلاب- روبه‌روی درب اصلی دانشگاه تهران- پاساژ فروزنده- فروشگاه خانه شاعران ایران

 تلفن: ۶۶۹۷۰۱۳۱

خانه کتاب پندار:
تهران- خیابان ولی‌عصر- نرسیده به سه راه فاطمی- سمت چپ پاساژ کامران- طبقه‌ی هم‌کف
خانه کتاب پندار

تلفن: ۸۸۸۹۵۶۷۲

برای اطلاعات بیشتر از مراکز فروش در شهرستان با مراکز پخش تهران تماس حاصل بفرمایید.

مرکز پخش :

تهران - خیابان طالقانی - سینما فلسطین - خیابان مظفر ( صبا ) - کوچه صفا - شماره ۳ - واحد ۱

تلفن: ۶۶۴۶۰۵۴۱  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چند رباعی از من در :

 

ادبیات ما

 

کندو

 

آنات

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

همین و آه  

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ضمیمه: دوستان فردا عازم بندر عباس هستم

کامنت های تاریخ ۱۲ و  ۱۳ مهر  تایید شد اما متاسفانه به دلیل مشکلات فنی  در بخش نظرات نیامد !

ممنون بابت تبریک...

برای حالم که خوب نیست دعا کنید شاید ابری که نیست باز شد...

همین و هیچ

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 10:57 توسط احسان افشاری| |


رفتی و برای من سوال است که تو ... ؟
دیگر به سراغ من محال است که تو ...
گفتم به هوای عاشقی برگردم
گفتند که سالهای سال است که تو ...

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 23:44 توسط احسان افشاری| |